ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۴۷۳۷۶

دو حزب اروپایی درباره ایران چه می‌گویند

دو حزب اروپایی درباره ایران چه می‌گویند

امپریالیسم یوروآتلانتیک نه به دموکراسی و عدالت اجتماعی اهمیت می‌دهد و نه به آزادی، رفاه و توسعه. وقتی «تغییر رژیم» از طریق مداخله نظامی یا حمایت از عناصر غرب‎گرا شکست بخورد، «طرح- B» آن‌ها ایجاد درگیری‌های داخلی و هرج و مرج مطلق است. هیچ «تغییر رژیمی» که با اهرم خشونت نظامی و اقتصادی امپریالیسم امریکا انجام شود، به بهبود وضعیت مردم یا بهبود شرایط مبارزه طبقاتی منجر نخواهد شد.

تبلیغات
تبلیغات

محمود فاضلی در اعتماد نوشت: در شرایطی که تعدادی از مقامات رسمی کشور یونان مواضع منفی در رابطه با رویدادهای اخیر ایران اتخاذ کرده ‎اند، اما چند گروه و حزب این کشور در بیانیه ‎های مستقلی انتقادهایی به هرگونه مداخله قدرت‎های جهانی در امور داخلی ایران را به‎شدت محکوم کرده ‎اند.

«حزب جبهه نافرمانی واقع ‎بینانه اروپایی موسوم به MeRA25» با انتشار بیانیه‌ای پیرامون تحولات ایران، با انتقاد شدید از مواضع امریکا و اسراییل اعلام کرد که تهدید، تشدید تنش و طرح «تغییر رژیم» نه نشانه همبستگی با مردم ایران، بلکه تکرار الگوهای خطرناکی است که در گذشته به بی‎‌ثباتی، هرج و مرج و ویرانی کشورهای دیگر منجر شده است.

تجربه کشورهای عراق، افغانستان، لیبی و سوریه نشان داده که مداخلات خارجی که با عنوان «آزادی‌بخشی» توجیه شده‎اند، نه تنها آزادی به ارمغان نمی‎‌آورند، بلکه به شکل‎‌گیری رژیم‌‎های دست‌نشانده و ویرانی بلندمدت منجر می‎شوند. مردم ایران به «محافظت» قدرت‎های بیگانه، تحریم‎های تحمیلی که موجب تضعیف غیرنظامیان و تقویت عناصر تندرو، بمباران توسط قدرت‎های خارجی به بهانه حفاظت از حقوق ‎بشر و قطعا به کمک قدرت‎های خارجی که به‎طور مکرر حقوق بین ‎الملل را نقض کردند، نیازی ندارند.

همچنین حزب چپگرای «وحدت مردمی» یونان نیز با انتشار بیانیه‌ای در سایت aristerorevma. gr، به بررسی تحولات اخیر در ایران پرداخته است. به باور این حزب، اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم ایران با مشکلات جدی اقتصادی و اجتماعی این کشور مرتبط بود، مشکلاتی که پیامد مستقیم سال‎ها تحریم‎های تحمیلی غرب علیه ایران بوده و در سپتامبر ۲۰۲۵ با اعمال تحریم‎‌های همه‌جانبه به اوج خود رسید. علاوه بر این فشارهای فزاینده، سیاست‎های ریاضتی دولت فعلی نیز تاثیرات منفی بر وضعیت گذاشته است. 

فارغ از ویژگی اولیه این اعتراضات، محور یورو-آتلانتیک و اسراییل بلافاصله طرح «تغییر رژیم» را از طریق گروه‎های مسلح و عوامل نفوذی با حمایت مادی موساد به اجرا گذاشتند. این عملیات‎ها بخشی واحد از شبکه محاصره امپریالیستی علیه کشورها و دولت‌هایی است که با دستورات و جهت‌گیری‌های غرب همسو نیستند: ده‌ها بسته تحریمی در زمینه‌های دارو، قطعات، محصولات غذایی و غیره از سوی امریکا و اتحادیه اروپا، در کنار محدودیت‌های تجارت خارجی، با هدف اصلی ایجاد فلاکت اقتصادی و فقر دسته‌جمعی طبقات مردمی اعمال شده تا با شعله‎‌ور کردن انفجار اجتماعی، زمینه لازم برای مداخله امپریالیستی فراهم شود. 

ایران با حملات ترکیبی متعددی از جمله ترور مقامات دولتی و نخبگان علمی و همچنین بمباران‌های مستقیم توسط امریکا و اسراییل مواجه بود. همزمان، تلاش برای شعله ‎ور کردن تنش‌های قومی و مذهبی از طریق «عناصر متمایل» در میان اقلیت‌های کشور چند قومی ایران در جریان است. امپریالیسم یوروآتلانتیک سال‌هاست که تلاش دارد طرح شناخته شده خود، یعنی ایجاد فروپاشی اجتماعی با ویژگی‌های «جنگ داخلی» را در ایران تکرار کند.

طرحی که پیش‌تر در کشورهایی چون لیبی، سوریه، عراق و حتی لبنان به کار گرفته شد. تردیدی نیست که این روش بخشی از «دستورالعمل» مداخلات امپریالیستی است. نمی‌توان چشمان خود را بر واقعیتی که با همان ویژگی‎ها و اشکال همیشگی در حال وقوع است، بست. نباید سرنوشت «بهار عربی» در چندین کشور و همچنین کودتای مخملی طراحی شده در اوکراین را از یاد برد. 

نتیجه‌گیری تاریخی ضروری این است که امپریالیسم یوروآتلانتیک نه به دموکراسی و عدالت اجتماعی اهمیت می‌دهد و نه به آزادی، رفاه و توسعه. وقتی «تغییر رژیم» از طریق مداخله نظامی یا حمایت از عناصر غرب‎گرا شکست بخورد، «طرح- B» آن‌ها ایجاد درگیری‌های داخلی و هرج و مرج مطلق است. هیچ «تغییر رژیمی» که با اهرم خشونت نظامی و اقتصادی امپریالیسم امریکا انجام شود، به بهبود وضعیت مردم یا بهبود شرایط مبارزه طبقاتی منجر نخواهد شد.

بازارهای برده‌فروشی در لیبی فروپاشیده، تجزیه سوریه با حضور سه ارتش امریکا، اسراییل و ترکیه در خاک آن و سرکوب اقلیت‌ها و تبدیل عراق به یک پایگاه عظیم امریکایی و میدان عمل آزاد برای موساد، تحت تهدید دایمی جدایی بخش‌های شمالی غنی از منابع طبیعی، همگی ثابت می‎کنند که امپریالیسم هرگز «آزادی» به ارمغان نمی‌آورد.

آدم‌ربایی اخیر آقای «مادورو»، رییس‎‌جمهوری ونزوئلا، تنها چند روز پیش از تحولات ایران، بخشی از همین استراتژی واحد است. تشدید مداخلات امپریالیستی، از ونزوئلا و ایران تا سوریه و اوکراین، تصادفی نیست: این واکنش امپریالیسم غربی تحت هژمونی امریکا در برابر احتمال عقب‎‌نشینی از سلطه جهانی آن است. این تحولات دو واقعیت حیاتی را تایید می‌کنند: 

- امپریالیسم امریکایی همچنان خطر اصلی برای مردم جهان است. 

- شعارهای مربوط به «تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ» هر روز توسط واقعیت تکذیب می‌شود. «جهان چندقطبی» که در آن امپریالیسم کنترل را تقسیم کند وجود ندارد، بلکه این امپریالیسم یوروآتلانتیک است که با ظهور رقبای بالقوه، تهاجمی‎‌تر شده است. نظریه‎های مربوطه به «تقسیم جهان» روایت‌‎های امپریالیسم غربی برای خلع سلاح مبارزات مردمی است. 

«عادی‌سازی» نسل‌کشی مردم فلسطین، سندی آشکار بر میزان اهمیتی است که غرب برای آزادی و دموکراسی قائل است. اقدامات امریکا و متحدانش هر آنچه از حقوق بین‌الملل باقی مانده است را نابود کرده و بشریت را به چندین دهه قبل سوق می‎دهند. قواعد و مرزهایی را زیر سوال می‎برند که برای نخستین‌بار در تاریخ، پس از پیروزی ضد فاشیستی سال ۱۹۴۵، با نقش تعیین‌کننده شوروی و موج ضد استعماری در دهه‌های اول پس از جنگ، بر امپریالیسم غرب تحمیل شده بود. 

حزب «وحدت مردمی» هرگونه مداخله خارجی امپریالیستی را محکوم و فراخوانی گسترده برای وحدت صادر کرده تا دولت کنونی یونان از کشاندن کشور به‎دنبال طرح‌های امپریالیستی امریکا، نظیر رای مثبت به تحریم‌های مخرب جدید علیه ایران در شورای امنیت در سپتامبر ۲۰۲۵، دست بردارد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات