وزیر کار دولت سیزدهم در واکنش به انتقادکنندگان از رسانه ملی اعلام کرد که آنان خواسته یا ناخواسته به عضویت تیم جنگ رسانهای دشمن درآمدهاند!
۱۳۷ مطلب
وزیر کار دولت سیزدهم در واکنش به انتقادکنندگان از رسانه ملی اعلام کرد که آنان خواسته یا ناخواسته به عضویت تیم جنگ رسانهای دشمن درآمدهاند!
سیدشهابالدین طباطبایی، روزنامهنگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت، با بیان اینکه «هر روز در صداوسیما ۹۶ میلیارد تومان از پول مردم خرج میشود»، گفت: اگر سلایق، مطالبات و دغدغههای مردم دیده نشود، این پول جای درستی مصرف نشده. درحالی که رسانه های خصوصی برای مناظره روحانی و جلیلی اعلام آمادگی کردند چرا صدایی از صداوسیما در نیامد؟ سلایق مختلف باید در صداوسیما حضور داشته باشند تا رسانه ملی باشد، اگر رئیس صداوسیما خوشش نمیآید، نیاید.
نبود چارچوب روشن، غلبه نگاه جناحی و پخش برنامههایی با مجریانی که بیپروا به مخالفان توهین میکنند، صداوسیما را به میدان یک دربی سیاسی شبیه کرده بود؛ جایی که هدف نه روشنگری، بلکه پیروزی یک تیم خاص است.
فعال سیاسی گفت: زمانی که جامعه احساس میکند صداوسیما انتقالدهنده پیامهای او نیست و بیشتر در پی جمعبندیهای فکری و ایدئولوژیک طیف خاصی است، اعتماد عمومی بهتدریج کاهش مییابد. در چنین شرایطی، جامعه مطالبهگر به سمت پلتفرمهای دیگر سوق پیدا میکند و پیامها از مجاری دیگری به جامعه تزریق میشود.
هماکنون وقت آن است که به دلیل شرایط خاص سیاسی کشور، نهاد رسانهای همه آحاد ملت را با هر نوع گرایش و افکار سیاسی زیر یک چتر واحد رسانهای دور هم جمع کند و مصالح عمومی کشور را که همانا حفظ وحدت و همبستگی ملی است، در اولویت کاری خود قرار دهد.
تهیهکننده سینما و از مدیران پیشین صداوسیما گفت: برنامههای تلویزیون ازجمله بخشهای خبریاش برخلاف اصول صحیح خبررسانی است و هم مبلغ اندیشههای یک جریان خاص، چیزی جز ناراحتی برایم به همراه ندارد. همین میشود که تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان خارج از کشور تبدیل به رسانههای مرجع جامعه میشود.
چنددانشآموز و دانشجو، پرستار، پزشک، مهندس، چند کارگر متخصص و چند نفر از اینها که از ایران با یک زندگی نسبی قابلقبول مهاجرت کردند، امروز در غرب با رفاه، امنیت شغلی و احترام مواجهاند؟ چرا دوربین صداوسیما نمیرود و تجربه واقعی آنها را روایت نمیکند؟
آموزشهای همگانی، مخصوصا در بحث امنیت و سلامت مردم، جزو وظایف اصلی و اولیه رسانه ملی است که قصور و کم کاری و بیتفاوتی در این زمینهها میتواند پیامدهای غیر قابل جبرانی را به همراه داشته باشد.
لازم است در انتصاب مدیران ارشد رسانه ملی نکاتی رعایت شوند که مستقیماً در ایجاد تحول محتوائی این رسانه تأثیرگذارند. اولین نکته اینست که رئیس رسانه ملی و مدیران ارشد آن باید افراد باسوادی باشند؛ دوم، استقلال است؛ و سوم، تفکر عمیق فرهنگی است.
راه نجات صدا و سیما، اصلاحات سطحی و تغییر مدیران نیست. این نسخههای موقت سالها آزموده شده و بیثمر ماندهاند. امروز باید به خانهتکانی بنیادین اندیشید و رسانه ملی را از نو ساخت.