تهران در حال آزمودن صبر ترامپ است
پنجره دیپلماسی تا چه زمانی باز میماند؟ / توافق یا تکرار یک بنبست قدیمی؟
گفتوگوهای هستهای ایران و آمریکا در عمان بدون تنش یا درگیری پایان یافت و بهعنوان «آغازی خوب» توصیف شد، اما اختلافهای بنیادین پابرجاست. ایران بر حق غنیسازی و خروج برنامه موشکی از مذاکرات تأکید دارد، در حالیکه آمریکا خواستار غنیسازی صفر، مهار موشکی و قطع حمایتهای منطقهای است. ترامپ بهدنبال توافقی سریع و قابلعرضه بهعنوان پیروزی است، اما پنجره دیپلماسی کوتاه و پرریسک است.
فرارو– استیون ارلانگر، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، حتی در سایه استقرار «ناوگان زیبای» دونالد ترامپ در آبهای پیرامونیاش، ایران بار دیگر به راهبردی آزموده بازگشته است: عقبراندن زمان در پرونده هستهای و سوقدادن این «قوطی رادیواکتیو» به امتداد مذاکراتی فرسایشیتر؛ راهبردی که پیشتر نیز بارها به کار گرفته شده، اما اینبار نشانهها حاکی از آن است که مسیر، کوتاهتر و پرمخاطرهتر از آن چیزی است که تهران در محاسبات خود فرض میکند.
اختلافات ساختاری میان دو طرف، شتاب بیسابقه در تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و نگرانی فزاینده اسرائیل از توان موشکی بالستیک ایران، همگی عواملیاند که زمان را از عنصر تعلیق به متغیری محدود و فشرده تبدیل کردهاند.
چارچوبی نامعلوم برای گفتوگوهای آینده
گفتوگوهای هستهای میان ایران و ایالات متحده که روز جمعه در عمان برگزار شد، دستکم از یک منظر موفق تلقی شد: «نه به جدال لفظی انجامید و نه به حمله نظامی». قرار است این مذاکرات بهزودی ادامه یابد؛ گفتوگوهایی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از آن بهعنوان تلاشی برای دستیابی به «چارچوبی» جهت «مذاکرات آینده» یاد کرده است. عباس عراقچی در گفتوگو با رسانههای ایرانی این نشست را «آغازی خوب» توصیف کرد و گفت: «توافق کردیم مذاکرات ادامه پیدا کند، اما در پایتختها درباره نحوه ادامه مسیر مشورت خواهیم کرد. اگر این روند حفظ شود، میتوان در جلسات بعدی به چارچوبی مستحکم برای گفتوگوهای آینده دست یافت.»
او یک روز بعد، در پیامی در تلگرام، بار دیگر بر خطوط قرمز تهران تأکید کرد: ایران بر حق غنیسازی پافشاری دارد و برنامه موشکهای بالستیک را خارج از هرگونه دستورکار مذاکره میداند. او تاکید کرد که اگرچه هیچ گفتوگوی مستقیمی میان تهران و واشنگتن انجام نشده، اما «فرصتی برای دستدادن با هیأت آمریکایی وجود داشت»؛ نکتهای که به نقل از او در گفتوگویی با شبکه الجزیره مطرح شده است. اشارهای کوتاه اما معنادار، که بیش از هر چیز از تداوم تماسهای کنترلشده در حاشیه یک مذاکره حساس حکایت دارد.
دونالد ترامپ نیز شامگاه جمعه، در گفتوگو با خبرنگاران، مذاکرات را «آغازی خوب» توصیف کرد و گفت برای رسیدن به توافق «عجلهای» ندارد. او تأکید کرد که ایران باید به «عدم دستیابی به سلاح هستهای» متعهد شود؛ عبارتی که در عین سادگی، حامل لایههایی از ابهام است. همین ابهام، بلافاصله پرسشبرانگیز شد. ایران پیشتر بارها اعلام کرده که هرگز در پی ساخت سلاح هستهای نخواهد بود؛ ادعایی که دولتهای غربی آن را با تردید مینگرند. در مقابل، مذاکرهکنندگان آمریکا تصریح کردهاند که خط قرمز واشنگتن، نه صرفاً سلاح هستهای، بلکه توقف کامل هرگونه غنیسازی اورانیوم در ایران است.
مطالبات آمریکا، آنگونه که در بسته اولیه مطرح شدهاند، دامنهای گسترده و سختگیرانه دارند: تحویل تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران بهویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی که برای ساخت نزدیک به ده کلاهک هستهای کفایت میکند؛ محدودسازی برد موشکهای بالستیک بهگونهای که خاک اسرائیل در تیررس نباشد؛ و قطع کامل حمایت تهران از نیروهای مقاومت منطقهای همچون حماس، حزبالله و حوثیها. در این میان، اسرائیل تمرکز ویژهای بر یک نگرانی مشخص دارد: بازسازی شتابان تأسیسات تولید موشکهای بالستیک ایران؛ زیرساختهایی که در صورت آغاز هرگونه درگیری نظامی، در فهرست نخستین اهداف حمله قرار خواهند گرفت.
ترامپ در جستوجوی توافقی بدون باتلاق
دونالد ترامپ که پیشتر بارها تمایل خود را به اقدامهای نظامی سریع و محدود نشان داده، اینبار ظاهراً در پی توافقی است که بتواند آن را بهعنوان «پیروزی» عرضه کند، بدون آن که به باتلاق یک جنگ طولانی و منطقهای فرو رود؛ جنگی که تهران در صورت حمله، صریحاً به آن هشدار داده است. چنین درگیریای میتواند به کشتهشدن صدها آمریکایی بینجامد، ضربهای سنگین به اسرائیل وارد کند، بازارهای جهانی انرژی را دچار آشفتگی سازد و در نهایت، پایگاه سیاسی «جنبش ماگا» را که از منتقدان سرسخت جنگهای فرسایشی آمریکا در خاورمیانه و افغانستان بودهاند علیه او بشوراند.
در سوی دیگر، ایران و عباس عراقچی، مذاکرهکنندهای آزموده و کهنهکار، سابقهای طولانی در کشدادن مذاکرات و فرسایش طرفهای غربی دارند. نظامی که خود را در معرض تهدیدی وجودی ببیند، بهمراتب کمتر به خویشتنداری در پاسخهای تلافیجویانه تن میدهد؛ واقعیتی که یکی از دلایل اصلی فشار متحدان آمریکا در خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، مصر و عمان برای یافتن راهحلی دیپلماتیک به شمار میرود.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس میگوید: «آنچه واقعاً جلب توجه میکند این است که ایران همچنان بر یک چارچوب ثابت برای مذاکره پافشاری دارد؛ گویی نه تهدید داخلی و نه ناوگان ترامپ و هشدارهای او تغییری در معادله ایجاد کردهاند. شروط و شرایط مذاکره، دقیقاً همانهایی است که پاییز گذشته و پیش از جنگ ۱۲روزه ژوئن مطرح بود.» به گفته او، پرسش کلیدی این است که آیا ترامپ صبر لازم برای عبور از مسیر پرپیچوخم یک توافق مذاکرهشده را دارد یا نه؛ پرسشی که تهران، بهوضوح، در حال آزمودن صبر آن است.
پنجرهای کوتاه میان سایه جنگ و وسوسه دیپلماسی
همانگونه که پیشتر در پرونده ونزوئلا دیده شد، تقویت حضور نظامی آمریکا در مجاورت ایران با هدف تشدید فشار و واداشتن تهران به امتیازدهی صورت گرفته است؛ اما در عین حال، نیروهای آمریکایی برای آمادگی در برابر یک درگیری گسترده و منطقهای، به زمان بیشتری نیاز دارند. همین فاصله زمانی، پنجرهای محدود برای گفتوگو میگشاید؛ پنجرهای که مشخص نیست تا چه زمانی باز خواهد ماند.
تریتا پارسی، پژوهشگر مسائل ایران در مؤسسه کوئینسی در واشنگتن میگوید: «در میان تصمیمگیران ایرانی این باور نیرومند وجود دارد که ترامپ تصویری اغراقآمیز و نادرست از ضعف ایران در ذهن دارد.» به گفته او، اگر قرار باشد دیپلماسی به نتیجه برسد، «از نگاه تهران، شاید یک جنگ کوتاه اما شدید برای اصلاح این برداشت و واداشتن ترامپ به پذیرش مطالبات واقعبینانهتر، اجتنابناپذیر باشد». حتی اگر ایران در چنین رویاروییای متحمل تلفات سنگینی شود، آمریکا و اسرائیل نیز هزینههای قابلتوجهی خواهند پرداخت؛ و همانگونه که تریتا پارسی تأکید میکند، «ترامپ تحمل چندانی برای تلفات انسانی یا جنگی فرسایشی ندارد.»
خط قرمز اولیه دونالد ترامپ که شاید همچنان خط قرمز واقعی او باقی مانده باشد مجموعهای از مطالبات حداکثری است: غنیسازی صفر، محدودسازی توان موشکی و قطع حمایت ایران از نیروهای مقاومت منطقه ای. به گفته تریتا پارسی، این شروط «در حکم تسلیم کامل است؛ آن هم در شرایطی که ایران از منظر نظامی شکست نخورده است». از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند چنین مطالباتی، دیر یا زود، مسیر مذاکرات را به بنبست و نهایتاً فروپاشی خواهد کشاند.
در سوی دیگر، حتی دستیابی سریع به توافقی که صرفاً بر مهار غنیسازی هستهای متمرکز باشد نیز میتواند برای ترامپ هزینهساز شود. او توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را زمانی «بدترین توافق تاریخ» نامیده بود و اکنون هر توافقی که شباهتی معنادار به آن داشته باشد، بهسختی قابل عرضه بهعنوان پیروزی سیاسی خواهد بود. در مذاکرات جاری، ایران حاضر به توقف کامل غنیسازی نیست، اما بنا بر گزارشها آمادگی دارد سطح آن را به حدود ۳ درصد کاهش دهد؛ رقمی بهمراتب پایینتر از ۶۰ درصدی که پس از خروج ترامپ از توافق ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ به آن دست یافت.
با این حال، توافق ۲۰۱۵ نیز سقف غنیسازی را روی ۳٫۶۷ درصد تثبیت کرده بود؛ و از این رو، بازگشت به ترتیبی مشابه، بهسختی میتواند بهعنوان دستاوردی تازه معرفی شود. علاوه بر این، آن توافق شامل «بندهای غروب» و محدودیتهای زمانی بود؛ عناصری که ترامپ از منتقدان سرسخت آنها بهشمار میرفت. از این منظر، تنها توافقی جدید که فاقد محدودیت زمانی باشد میتواند دستکم در سطح نظری توافقی «بهتر» تلقی شود؛ حتی اگر به لغو بخش قابلتوجهی از تحریمهای اقتصادی بینجامد.