چهار پیام پنهان مذاکرات ایران و آمریکا
شطرنج در اتاق تاریک مسقط
آمریکا نه تنها پس از مذاکره در مسقط بخش دیگری از شبکه فروش نفت ایران را تحت تحریم قرار داد، بلکه ترامپ یک فرمان اجرایی برای وضع تعرفههای اضافی برای کشورهای واردکننده کالا و خدمات از ایران را هم امضا کرد. برخی تحلیلها حاکی از آن است که آمریکاییها نمیخواهند این ادراک در ایرانیها به وجود بیاید که با مذاکرات هستهای، اتفاق خاصی رخ داده یا فضای پیشین از بین رفته است.
فرارو – مذاکرات غیرمستقیم دو تیم دیپلماتیک جمهوری اسلامی و ایالات متحده که جمعه هفته گذشته در مسقط برگزار شد، از هر زاویهای که بررسی شود، عنوان یک رویداد خاص سیاسی را به خود اختصاص میدهد که با مذاکرات پیشین تفاوتهایی جدی دارد. جنگ ۱۲ روزه، اسنپبک و حمایت علنی رئیسجمهور آمریکا از اعتراضات ماه گذشته در ایران از جمله عوامل ایجاد این تفاوت هستند.
به گزارش فرارو، آنچه جمعه ۱۷ بهمن در مسقط رخ داد، در نگاه اول یک رخداد دیپلماتیک کلاسیک است. دو کشور در حالت تخاصم یا تنش فزاینده، با میانجیگری یک کشور بیطرف که با هر دو طرف رابطه مستحکمی دارد، به صورت غیرمستقیم مذاکره کردند. اما آنچه بیرون اتاق مذاکرات رخ داد، در بعضی موارد مهمتر از اصل گفتگوها بود. شرایط پیچیده امروز شبیه چیدن مهرههای سفید و سیاه روی صفحه شطرنج است. چون هنوز حرکتی آغاز نشده.
از رفع تحریم به رفع تهدید
جمهوری اسلامی به صورت رسمی و در مقاطعی طی ۲۲ سال گذشته، برای تثبیت حقوق هستهای، رفع تحریم و ایجاد گشایشهای اقتصادی پای میز مذاکره رفته است. اما در زیرمتن برخی از این بزنگاههای دیپلماتیک، نشانههایی برای رفع تهدید نیز وجود دارد. مثلاً درباره مذاکرات محرمانه ایران و عمان در سال ۱۳۹۱ گفته میشود که نگرانی جدی از تاثیرگذاری تحریمهای آمریکا و سازمان ملل بر اقتصاد و امنیت ایران وجود داشت به همین دلیل کانال مذکور شکل گرفت. این بار و در بهمن ۱۴۰۴ هم میتوان پررنگ بودن رفع تهدید را در روند نوپای دیپلماتیک شکل گرفته در مسقط را ردگیری کرد.
آمریکا پیش از آن که مذاکرهای شکل بگیرد، سازوبرگ نظامی گستردهای به منطقه آورد و روند انتقال تجهیزات سنگینش همچنان ادامه دارد. ترامپ ایران را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تهدید میکند و فضای رسانهای به خصوص رسانههای اسرائیلی و آمریکایی، یک اتمسفر تهدیدآمیز را ترسیم کردهاند.
جرد کوشنر و ویتکاف هم همراه با برد کوپر فرمانده سنتکام، پس از مذاکره در مسقط از ناو آبراهام لینکلن بازدید کردند. کوپر هم به عنوان یک ژنرال برای اولین بار در مذاکرات با ایران حضور داشت. یک تحلیل این است که آمریکاییها همچنان به دنبال فشار خارج از میز مذاکره برای امتیاز گرفتن در گفتگوها هستند. تاکتیکی که میتواند خود را از طریق افزایش اضطراب در داخل کشور و منطقه خود را نشان دهد.
در مقابل، عراقچی هم مبداء هواپیمای خود را طبس قرار داد که اشارهای به ماجرای کشته شدن نیروهای دلتای آمریکا در این نقطه در اردیبهشت ۵۹ بود. برخی رسانههای رسمی داخلی از چند روز قبل به ترتیب تصاویر پایگاههای آمریکایی در منطقه را بدون هیچ توضیح اضافهای منتشر میکنند که ایران تهدید کرده آنها را مورد هدف قرار میدهد. فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی از آمادگی و قرار داشتن دست روی ماشه صحبت میکنند و هشدار داده میشود که جنگ احتمالی، به مرزهای ایران محدود نمیماند.
ترامپ روز ۲۷ خرداد یعنی نیمه ابتدایی جنگ ۱۲ روزه، به صراحت از تسلیم کامل ایران نوشت. ایران هم تاکید میکند امتیازی که از طریق جنگ هم گرفته نشد، در میز مذاکره داده نمیشود. مجموع تحرکات میتواند نشانهای از این موضوع باشد که ایران قصد دارد روایت «امکان تسلیم کامل» بشکند اما از طریق دیپلماسی به عنوان ابزار، تهدید را تا حد ممکن عقب بزند. حتی مقامات ارشد نظامی کشور هم میگویند که اگر «جنگی رخ دهد، میجنگیم اما دنبال جنگ نیستیم.»
زمان به نفع هیچ طرفی نیست
عنصر زمان شاید برای هر دو طرف تعیینکننده باشد. ترامپ اگرچه به این موضوع اشاره میکند که عجله ندارد اما به غیر از اشاره مستقیمش به این موضوع، دیگر اظهارنظرهایش نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا به دنبال مشخص شدن نتیجه این پرونده است. نتیجه پرونده مذکور برای کارنامه سیاسی و بینالمللی ترامپ، شعارهای او ذیل جنبش MAGA، ژست صلحطلبی، انتقاداتش از جنگهای عراق و افغانستان و انتخابات میاندورهای کنگره (نوامبر ۲۰۲۶) تعیینکننده ارزیابی میشود. همانطور که اگر جنگی با ایران رخ دهد، اصل این رخداد و نتیجه آن، بر دولت ترامپ تاثیرگذار است. برخی تحلیلگران، حضور کوشنر داماد ترامپ کنار ویتکاف، یکی از نشانههای اهمیت این پرونده برای رئیسجمهور آمریکاست. ترامپ دفعه قبل ضربالعجلی ۶۰ روزه برای ایران مشخص کرد و در پایان آن، اسرائیل به ایران حمله کرد. این بار اما از ضربالعجل به صورت علنی خبری نیست.
برخی منابع میگویند جمهوری اسلامی هم بر خلاف آنچه در رسانههای خارجی انعکاس داده میشود، به دنبال اتلاف وقت و خرید زمان نیست. چرا که شرایط داخلی و بحران اقتصادی که بخشی از آن به سیاست خارجی گره خورده، کشور را در شرایط خاصی قرار داده است. عراقچی هم صراحتاً گفت ما در مسقط اعلام کردیم اگر طرف مقابل جدیت دارد، تا هر وقت لازم باشد در محل مذاکره میمانیم. به رغم این که زمان بدون توجه به خاص بودن شرایط این مذاکرات با سرعت میگذرد، هنوز هیچ صاحبنظر و سیاستمداری، تحلیلی ناشی از نتایج مثبت برای این روند دیپلماتیک ارائه نکرده است. شاید این تعبیر علی هاشم، خبرنگار الجزیره از مذاکرات مسقط شبیهترین توصیف از وضعیت حاضر باشد که آنچه در عمان رخ داد، بیشتر یک «ظرفیت دیپلماتیک» است تا خوشبینی به نتیجه.
حفظ اهرم فشار
آمریکا نه تنها پس از مذاکره در مسقط بخش دیگری از شبکه فروش نفت ایران را تحت تحریم قرار داد، بلکه ترامپ یک فرمان اجرایی برای وضع تعرفههای اضافی برای کشورهای واردکننده کالا و خدمات از ایران را هم امضا کرد. برخی تحلیلها حاکی از آن است که آمریکاییها نمیخواهند این ادراک در ایرانیها به وجود بیاید که با مذاکرات هستهای، اتفاق خاصی رخ داده یا فضای پیشین از بین رفته است.
حداقل دو مقام آمریکایی طی روزهای گذشته به این موضوع اشاره کردند که اعتراضات ایران نتیجه فشارهای اقتصادی و تحریمهای ایالات متحده بود. اهرم فشار برای آنها کارکرد سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد ضمن این که امیدوار به اثر دیپلماتیک آن نیز هستند. یکی از تفسیرهایی که درباره این شرایط وجود دارد، موضوع تمرکز بر اراده ایران و میزان تحمل فشار در عین پیگیری گشایش از مسیر دیپلماتیک است.
باز کردن راه گفتگوهای منطقهای
عباس عراقچی در اظهارات اخیرش و اسماعیل بقائی سخنگوی دستگاه دیپلماسی در حاشیه مذاکرات مسقط به این موضوع اشاره کردند که گفتگوهای منطقه برای منطقه است. این صحبت از آن جهت مطرح میشود که آمریکاییها این بار هم سهگانه هستهای، موشکی و منطقهای را روی میز گذاشتند.
ایران روی هستهای مذاکره میکند، موشکها را ابزار دفاعی میداند اما میتوان گفت که راه گفتگوهای منطقهای با کشورهای منطقه را باز کرده است. ارتباطات تهران و کشورهای منطقه طی ۴ سال گذشته نسبتاً به وضعیت تیره دهه ۹۰ شرایط بهتری پیدا کرد و این میتواند بستری برای ارتباط با دولتها به جای متحدان غیردولتی قرار بگیرد. کشورهای منطقه در فضای فعلی، نقشی مثبتتر نسبت به دوران مذاکرات هستهای منتهی به برجام و پس از آن ایفا میکنند. ضمن این که تحولات پس از ۷ اکتبر تغییرات زیادی در منطقه ایجاد کرد و کارشناسان میگویند آنها نگران به هم خوردن توازن منطقه در برابر اسرائیل هستند. رایزنیهای تهران با کشورهای منطقه نیز در موضوع همکاریها افزایش پیدا کرده است.